مت دیمون را باید یکی از معدود بازیگران هالیوودی دانست که مسیر حرفهای خود را نه صرفاً با تکیه بر چهره، بلکه با پشتوانهای از استعداد نویسندگی، انتخابهای هوشمندانه و توانایی خارقالعاده در خلق شخصیتهای باورپذیر طی کرده است. این هنرمند متولد اکتبر ۱۹۷۰ در کمبریج ماساچوست، از همان آغاز مسیر بازیگری نشان داد که صرفاً به دنبال ستاره شدن نیست، بلکه میخواهد به عنوان یک هنرمند کامل شناخته شود. در این مطلب به بررسی برترین فیلم های مت دیمون خواهیم پرداخت.
کمتر بازیگری را سراغ داریم که پیش از ۳۰ سالگی، جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برای فیلمی دریافت کند که خود یکی از نقشهای اصلی آن را نیز ایفا کرده است. «ویل هانتینگ نابغه» محصول ۱۹۹۷، دقیقاً همان نقطه عطفی بود که دیمونِ جوان را از میان انبوه بازیگران مستعد هالیوود جدا کرد و به چهرهای جهانی تبدیل نمود. اما آنچه کارنامه دیمون را از بسیاری از همنسلانش متمایز میکند، پرهیز هوشمندانه از کلیشهشدن و گرفتارآمدن در یک ژانر خاص است. او به همان اندازه که در کالبد یک مأمور فراموشکار در مجموعه «بورن» باورپذیر ظاهر میشود، در قالب یک فضانورد تنهامانده در مریخ نیز تماشاگر را میخکوب میکند. در این مطلب قصد داریم نگاهی جامع به برترین فیلمهای مت دیمون داشته باشیم؛ آثاری که نه تنها در گیشه موفق بودند، بلکه توانستند تحسین منتقدان سرسخت سینمایی را نیز برانگیزند.
نابغهای از بوستون؛ مروری بر زندگی حرفهای مت دیمون
پیش از آنکه به سراغ رتبهبندی برترین فیلمهای مت دیمون برویم، بد نیست نگاهی گذرا به مسیر پرفراز و نشیب این بازیگر بیندازیم. دیمون در دبیرستان کمبریج ریندج لاتین بود که برای نخستین بار با دنیای تئاتر آشنا شد. همکلاسیهای آن دورانش شاید هرگز تصور نمیکردند که این نوجوان مشتاق، روزی به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای آمریکا تبدیل شود. ورود او به دانشگاه هاروارد میتوانست مسیر زندگیاش را به کلی تغییر دهد، اما عشق به بازیگری چنان در وجودش ریشه دوانده بود که تحصیل در رشته زبان انگلیسی را نیمهتمام رها کرد و دل به دنیای پرمخاطره سینما سپرد.
دهه نود میلادی برای دیمون، دهه ساختن و تثبیت بود. او پس از ایفای چند نقش کوتاه و نهچندان دیدهشده، سرانجام در سال ۱۹۹۷ و با دو فیلم «دلال بیمه» و «ویل هانتینگ نابغه» به صورت همزمان درخشید. همکاری با فرانسیس فورد کاپولا در فیلم نخست، و کسب اسکار برای فیلم دوم، عملاً او را به یکی از ستارههای آیندهدار هالیوود بدل کرد. امروز و پس از نزدیک به سه دهه فعالیت حرفهای، دیمون با یک اسکار، دو گلدن گلوب و دهها نامزدی در معتبرترین جوایز سینمایی، جایگاه خود را به عنوان یکی از ارکان سینمای معاصر تثبیت کرده است.
۱. ویل هانتینگ نابغه (Good Will Hunting) – ۱۹۹۷
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.3 | Rotten Tomatoes: 97% (منتقدان) / 94% (تماشاگران) | Metacritic: 70
اگر قرار باشد تنها یک فیلم را به عنوان درخشانترین اثر در فهرست برترین فیلمهای مت دیمون معرفی کنیم، بیتردید «ویل هانتینگ نابغه» شایستهترین گزینه است. داستان این درام روانشناختی درباره جوانی ۲۰ ساله به نام ویل هانتینگ است که با وجود نبوغ سرشار در ریاضیات، به دلیل پیشینه دشوار خانوادگی و آسیبهای روحی عمیق، ترجیح میدهد استعدادش را پشت چهره یک سرایدار ساده در دانشگاه MIT پنهان کند. همه چیز وقتی تغییر میکند که پروفسور جرالد لامبو (استلان اسکارسگارد) به طور اتفاقی متوجه توانایی شگفتانگیز او میشود و او را نزد رواندرمانگری به نام شان مگوایر (رابین ویلیامز) میفرستد.
نکته شگفتانگیز درباره این فیلم آن است که دیمون و بن افلک فیلمنامه آن را در اوایل دهه بیست سالگی خود نوشتند. دیالوگهای عمیق، شخصیتپردازی چندلایه و نگاه انسانی به مقوله استعداد و رنج، چیزی فراتر از تواناییهای معمول دو نویسنده جوان به نظر میرسید. جمله مشهور «تقصیر تو نیست» که در سکانس پایانی میان دیمون و ویلیامز رد و بدل میشود، به تنهایی به یکی از نمادینترین لحظات تاریخ سینما تبدیل شده است. فیلم با بودجهای ناچیز ۱۰ میلیون دلاری ساخته شد اما فروشی معادل ۲۲۵ میلیون دلار را تجربه کرد و نامزد ۹ جایزه اسکار شد.
۲. نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) – ۱۹۹۸
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.6 | Rotten Tomatoes: 94% (منتقدان) / 95% (تماشاگران) | Metacritic: 91
تنها یک سال پس از موفقیت خیرهکننده «ویل هانتینگ نابغه»، دیمون در یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای جنگ ظاهر شد. استیون اسپیلبرگ در «نجات سرباز رایان» ما را به دل خاکریزهای خونین نرماندی میبرد؛ جایی که کاپیتان جان میلر (با بازی درخشان تام هنکس) مأموریتی تقریباً غیرممکن را میپذیرد: یافتن سرباز جیمز فرانسیس رایان و بازگرداندن او به آغوش مادری که سه پسر دیگرش را در جنگ از دست داده است.
نقش دیمون در این فیلم اگرچه از نظر مدت زمان حضور چندان طولانی نیست، اما وزن دراماتیک بالایی دارد. او به خوبی توانسته بار عاطفی ماجرا را بر دوش بکشد؛ سربازی که حاضر نیست همرزمانش را در میانه نبرد رها کند، حتی اگر این وفاداری به قیمت جانش تمام شود. سکانس آغازین فیلم که پیادهسازی نیروهای متفقین در ساحل اوماها را به تصویر میکشد، با ۲۷ دقیقه زمان، یکی از واقعگرایانهترین و تکاندهندهترین بازنماییهای جنگ در مدیوم سینماست. فیلم در مجموع ۵ جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.
۳. رفتگان (The Departed) – ۲۰۰۶
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.5 | Rotten Tomatoes: 91% (منتقدان) / 94% (تماشاگران) | Metacritic: 85
در میان تمام نقشآفرینیهای دیمون، شاید هیچکدام به اندازه «رفتگان» پیچیدگی اخلاقی و روانشناختی نداشته باشد. مارتین اسکورسیزی در این تریلر جنایی نفسگیر، داستان دو جاسوس را روایت میکند که در دو سوی قانون ایستادهاند. بیلی کاستیگان (لئوناردو دیکاپریو) پلیسی است که در باند گنگستری فرانک کاستلو (جک نیکلسون) نفوذ کرده، و کالین سالیوان (مت دیمون) مهره مورد اعتماد کاستلو است که در اداره پلیس ماساچوست رخنه کرده است. هر دو سازمان به تدریج متوجه وجود یک موش در تشکیلات خود میشوند و مسابقهای جنونآمیز برای لو دادن طرف مقابل آغاز میشود.
بازی دیمون در این فیلم به شدت کنترلشده و حسابشده است. او کاراکتری را به تصویر میکشد که در ظاهر، مأموری مؤدب، جاهطلب و موفق است، اما در لایههای زیرین، خیانتی مهلک را پنهان کرده. اسکورسیزی با مهارت همیشگیاش، فضایی آکنده از پارانویا و بیاعتمادی خلق میکند و بازیگرانش نیز به بهترین شکل این فضا را باورپذیر میسازند. «رفتگان» سرانجام همان فیلمی بود که طلسم اسکورسیزی را شکست و برای او اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را به ارمغان آورد. فیلم مجموعاً ۴ جایزه اسکار کسب کرد.
۴. هویت بورن (The Bourne Identity) – ۲۰۰۲
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 7.9 | Rotten Tomatoes: 83% (منتقدان) / 93% (تماشاگران) | Metacritic: 68
اگر «ویل هانتینگ نابغه» دیمونِ دراماتیک را به جهان معرفی کرد، «هویت بورن» چهرهای کاملاً متفاوت از او را به نمایش گذاشت. در این تریلر جاسوسی به کارگردانی داگ لیمان، دیمون در نقش جیسون بورن ظاهر میشود؛ مردی که با جای دو گلوله و حافظهای کاملاً پاکشده، در یک قایق ماهیگیری در دریای مدیترانه به هوش میآید. او حتی نام خود را به یاد ندارد، اما خیلی زود متوجه میشود که مهارتهای مرگباری در مبارزه، استفاده از سلاح و فرار از تعقیب دارد.
آنچه «هویت بورن» را از سایر فیلمهای اکشن همدورهاش متمایز میکند، رویکرد واقعگرایانه آن به سکانسهای اکشن است. خبری از انفجارهای اغراقآمیز و شیرینکاریهای غیرقابل باور نیست؛ در عوض، مبارزات تن به تن خشن، تعقیب و گریزهای حسابشده و فضایی آکنده از تعلیق روانشناختی داریم. دیمون برای این نقش، ماهها آموزشهای سخت نظامی و رزمی دید و نتیجه، یکی از باورپذیرترین شخصیتهای اکشن تاریخ سینما شد. موفقیت این فیلم باعث خلق یکی از پرسودترین فرنچایزهای تاریخ سینما با سه دنباله رسمی شد.
۵. مریخی (The Martian) – ۲۰۱۵
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.0 | Rotten Tomatoes: 91% (منتقدان) / 91% (تماشاگران) | Metacritic: 80
تصور کنید روی سیارهای سرخ و بیحاصل، صدها میلیون کیلومتر دورتر از زمین، کاملاً تنها رها شدهاید و هیچ راه ارتباطی با همنوعانتان ندارید. این دقیقاً موقعیتی است که مارک واتنی، فضانورد-گیاهشناسِ مأموریت آرس ۳، در «مریخی» با آن روبهرو میشود. ریدلی اسکات با اقتباس از رمان پرفروش اندی ویر، یکی از خوشبینترین و سرگرمکنندهترین فیلمهای علمیتخیلی دهه اخیر را ساخت.
اجرای دیمون در این فیلم تحسینبرانگیز است؛ او به تنهایی بخش عمدهای از زمان فیلم را روی دوش خود حمل میکند، بیآنکه لحظهای تماشاگر احساس خستگی یا یکنواختی کند. شوخطبعی هوشمندانه و روحیه تسلیمناپذیر واتنی، باوجود موقعیت به شدت مخاطرهآمیزش، درس بزرگی درباره امید و انعطافپذیری انسان در شرایط بحرانی میدهد. دیمون برای این نقش برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد و فیلم نیز بیش از ۶۳۰ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش کرد.
۶. میانستارهای (Interstellar) – ۲۰۱۴
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.6 | Rotten Tomatoes: 72% (منتقدان) / 86% (تماشاگران) | Metacritic: 74
شاید برای بسیاری از مخاطبان، حضور مت دیمون در «میانستارهای» غافلگیرکننده بوده باشد. کریستوفر نولان در این حماسه علمیتخیلی، دیمون را در نقش دکتر مان، فضانوردی که سالها پیش در سیارهای یخزده گرفتار شده، قرار میدهد. اما شخصیت دکتر مان آن قهرمان فداکاری نیست که انتظارش را داریم؛ او نمادی است از آنچه ممکن است بر سر روان انسان در انزوای مطلق کیهانی بیاید.
دیمون در زمانی نسبتاً کوتاه، تصویری عمیقاً تراژیک از مردی ارائه میدهد که ترس از مرگ، او را به ورطه خیانت و جنون کشانده است. لحظه رویارویی او با کوپر (متیو مککانهی) در آن سیاره دورافتاده، یکی از نقاط عطف احساسی و دراماتیک فیلم است. «میانستارهای» با درهمآمیختن فیزیک نظری، فلسفه و عواطف انسانی، مرزهای ژانر علمیتخیلی را جابهجا کرد و به یکی از بحثبرانگیزترین و درعینحال محبوبترین فیلمهای دهه ۲۰۱۰ تبدیل شد. فیلم با بودجه ۱۶۵ میلیون دلاری، بیش از ۷۰۰ میلیون دلار فروش داشت. این فیلم همواره بعنوان یکی از برترین فیلم های مت دیمون شناخته می شود.
۷. فورد در برابر فراری (Ford v Ferrari) – ۲۰۱۹
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 8.1 | Rotten Tomatoes: 92% (منتقدان) / 98% (تماشاگران) | Metacritic: 81
در این درام ورزشی-تاریخی به کارگردانی جیمز منگولد، دیمون در نقش کارول شلبی، راننده افسانهای مسابقات و طراح خودرو ظاهر میشود؛ مردی که به دلیل مشکل قلبی مجبور شده از رانندگی حرفهای کنارهگیری کند و حالا تمام نبوغ خود را صرف طراحی ماشینی میکند که بتواند سلطه بیچونوچرای فراری بر مسابقات ۲۴ ساعته لمانز را بشکند.
شیمی فوقالعاده میان دیمون و کریستین بیل (در نقش کن مایلز، راننده تندخو و نابغه) قلب تپنده این فیلم است. رابطه رفاقتآمیز و گاه پرفرازونشیب این دو مرد، عمقی عاطفی به فیلم میبخشد که فراتر از هیجان مسابقات اتومبیلرانی است. «فورد در برابر فراری» صرفاً یک فیلم درباره ماشینهای سریع نیست؛ این فیلم درباره عشق به کار، فداکاری برای رسیدن به کمال و نبرد انسان علیه سیستم بروکراتیک است. فیلم نامزد ۴ جایزه اسکار شد و دو جایزه بهترین تدوین و بهترین تدوین صدا را به خانه برد.
۸. شیوع (Contagion) – ۲۰۱۱
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 6.8 | Rotten Tomatoes: 84% (منتقدان) / 63% (تماشاگران) | Metacritic: 70
اگرچه «شیوع» در زمان اکران اولیهاش در سال ۲۰۱۱ صرفاً یک تریلر علمی خوشساخت به کارگردانی استیون سودربرگ به نظر میرسید، اما وقایع سال ۲۰۲۰ و همهگیری کرونا، اهمیتی دوچندان و به طرز وهمآوری پیشگویانه به آن بخشید. فیلم با دقتی علمی و روایتی مستندگونه، گسترش یک ویروس مرگبار را از نخستین مورد ابتلا در هنگکنگ تا تبدیل شدن به یک فاجعه جهانی دنبال میکند.
دیمون در این فیلم نقش میچ امهوف، همسر نخستین قربانی ویروس را بازی میکند؛ مردی معمولی که به شکلی معجزهآسا نسبت به بیماری مصون مانده و حالا باید در میان فروپاشی زیرساختهای اجتماعی، از جان دختر نوجوانش محافظت کند. برخلاف بسیاری از فیلمهای آخرالزمانی، بازی دیمون در «شیوع» سرشار از ظرافتهای احساسی است؛ او قهرمانی اکشن نیست، بلکه پدری مستأصل و سوگوار است که صرفاً تلاش میکند خانوادهاش را در جهانی ازهمپاشیده زنده نگه دارد. این فیلم یکی از نمونههای عالی از توانایی دیمون در خلق شخصیتهای واقعی و همذاتپندارانه است.
۹. دلال بیمه (The Rainmaker) – ۱۹۹۷
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 7.2 | Rotten Tomatoes: 82% (منتقدان) / 77% (تماشاگران) | Metacritic: 72
سال ۱۹۹۷ بیتردید سال طلایی کارنامه دیمون بود. او در این سال، علاوه بر «ویل هانتینگ نابغه»، در این درام حقوقی به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا نیز خوش درخشید. فیلم که بر اساس رمان پرفروش جان گریشام ساخته شده، داستان رودی بیلور، وکیل جوان و آرمانگرایی را روایت میکند که در نخستین پرونده بزرگ خود، علیه یک شرکت بیمه عظیم و فاسد میایستد؛ شرکتی که از پرداخت هزینه درمان پسری مبتلا به سرطان خون سر باز زده است.
بازی دیمون در این فیلم یادآور بازیگران کلاسیک هالیوود است؛ ترکیبی از معصومیت، عزم راسخ و آسیبپذیری که باعث میشود تماشاگر از همان ابتدا با او همراه شود. تقابل او با جان ویت (در نقش وکیل کهنهکار و بیرحم شرکت بیمه) یکی از جذابترین دوئلهای حقوقی تاریخ سینما را رقم زده است. این فیلم نشان داد که دیمون توانایی آن را دارد که حتی در برابر کارگردانی بزرگ چون کاپولا، نقش اول یک درام جدی را با اعتماد به نفس کامل بر دوش بکشد.
۱۰. چوپان خوب (The Good Shepherd) – ۲۰۰۶
میانگین امتیازات معتبر:
IMDB: 6.7 | Rotten Tomatoes: 53% (منتقدان) / 64% (تماشاگران) | Metacritic: 61
شاید برای بسیاری عجیب باشد که چرا فیلمی با امتیازات نسبتاً پایینتر در میان برترین فیلمهای مت دیمون قرار میگیرد. پاسخ در جاهطلبی و عمق خارقالعاده این درام جاسوسی نهفته است. رابرت دنیرو در مقام کارگردان، روایتی حماسی از تولد سازمان سیا و فداکاریهای شخصی مأموران اطلاعاتی را به تصویر میکشد. دیمون در نقش ادوارد ویلسون، مردی آرمانگرا از خانوادهای مرفه که در دانشگاه ییل عضو انجمن سری جمجمه و استخوان میشود و به تدریج به یکی از ارکان اصلی جامعه اطلاعاتی آمریکا تبدیل میگردد.
آنچه این فیلم را متمایز میکند، نگاه سرد و تلخ آن به مفهوم «خدمت به میهن» است. ادوارد ویلسون در ظاهر یک قهرمان است، اما دیمون به شکلی استادانه نشان میدهد که او در این مسیر، همه چیز را از دست داده: خانوادهاش، عشقش، و حتی انسانیتش. فیلم شاید در گیشه موفق نبود و نقدهای دوگانهای دریافت کرد، اما به مرور زمان به یک اثر کالت در ژانر جاسوسی تبدیل شده و امروزه بسیاری از منتقدان آن را یکی از عمیقترین فیلمهای این ژانر میدانند.
میراث ماندگار دیمون در سینمای معاصر
مرور برترین فیلم های مت دیمون نشان میدهد که او بسیار فراتر از یک «ستاره هالیوودی» عمل کرده است. دیمون در طول سه دهه فعالیت حرفهای، همواره میان پروژههای تجاری و آثار هنری تعادلی هوشمندانه برقرار کرده است. او از یک سو حاضر به حضور در فرنچایزهای پرفروشی چون «بورن» و «اوشن» بوده و از سوی دیگر، با کارگردانان مؤلفی چون اسکورسیزی، اسپیلبرگ، نولان و اسکات همکاری کرده است. این توانایی نادر در حرکت میان جریان اصلی سینما و سینمای هنری، او را به یکی از معدود بازیگرانی تبدیل کرده که هم گیشه را تضمین میکنند و هم احترام منتقدان را برانگیختهاند.
نکته جالب توجه دیگر، وفاداری دیمون به ریشههای نویسندگیاش است. او برخلاف بسیاری از بازیگران که صرفاً به ایفای نقش بسنده میکنند، همچنان به نوشتن و توسعه داستانها علاقه نشان میدهد. این پیشینه ادبی، احتمالاً یکی از دلایلی است که انتخابهای بازیگری او را از بسیاری از همدورهایهایش متمایز میکند؛ او فیلمنامههای قوی را تشخیص میدهد و میداند چگونه در خدمت داستان باشد، نه در خدمت اگوی بازیگریاش.


بدون دیدگاه