دنیای سینمایی مارول اینبار با پیتر پارکری روبهرو میشود که دیگر هیچ تکیهگاهی ندارد. در بررسی و نقد فیلم مرد عنکبوتی : آغازی تازه (۲۰۲۶) سراغ چهارمین ماجرای تام هالند در نقش اسپایدرمن رفتهایم. فیلمی به کارگردانی دستین دنیل کرتون که پس از رویدادهای «راهی به خانه نیست» ساخته شده و لحنی تلختر، خصوصیتر و بالغانهتر از آثار قبلی این مجموعه دارد. در ادامه، هم نقاط درخشان فیلم را بررسی میکنیم و هم جاهایی که روایت لنگ میزند.
مشخصات فیلم
کارگردان: دستین دنیل کرتون
بازیگران اصلی: تام هالند، زندیا، سیدی سینک، جیکوب باتالون، جان برنتال، مارک رافلو
راتن تومیتوز: ۹۰٪ منتقدان و ۹۷٪ مخاطبان
متاکریتیک: ۶۶ از ۱۰۰ از منتقدان و ۸ از ۱۰ از کاربران
راجر ایبرت: ۲.۵ از ۴ ستاره
مدت زمان: ۱۴۵ دقیقه
قصه چیست؟ مردی تنها در شهری که او را نمیشناسد
چهار سال از ماجرای طلسم دکتر استرنج گذشته و پیتر پارکر در خلأیی عاطفی زندگی میکند. هیچکس او را به یاد ندارد: نه امجی، نه ند و نه خاله می. روزهایش با گشتزنی و مقابله با خلافکاران میگذرد و شبها در آپارتمانی ساکت، به فیلمهای قدیمی دوستانی نگاه میکند که دیگر او را نمیشناسند. تنها آدمی که هنوز با او رابطه دارد، کارآگاهی به نام دیولف است که نگران وضعیت روحی این قهرمان تنهاست.
وقتی ضدقهرمانی اسرارآمیز با توانایی کنترل ذهن و تغییر بدن ظاهر میشود، ماجرا شتاب میگیرد. او بهدنبال چیزی در سازمان کنترل خسارات است و میداند ضعف اصلی پیتر کجاست. همزمان، نیروهای عنکبوتی پیتر شدیدتر میشوند و سایهای تاریک از درونش را آشکار میکنند. پرسش محوری فیلم این است: اگر انسانیتی که پیتر را عادی نگه میداشت از او گرفته شود، آیا طرف عنکبوتیاش او را میبلعد؟
نقاط قوت مرد عنکبوتی : آغازی تازه
تام هالند در اوج بلوغ بازیگری
در نقد فیلم مرد عنکبوتی : آغازی تازه باید گفت که بسیاری از منتقدان معتقدند هالند اینبار قویترین نقشآفرینیاش را در این شخصیت رقم زده است. تمرکز او بهجای اکشن، روی تعارضهای درونی پیتر است و همین باعث میشود بازیاش لمسپذیرتر شود. اسپایدرمن این فیلم دیگر پسر شوخطبع و کمی ناشی فیلمهای اول نیست. مردی است که بار فقدان را حس میکند و هالند وزن این بار را روی صورت و بدنش نشان میدهد.
حالوهوای تیره و خیابانی
از جوکهای سبک و فضای نوجوانانه خبری نیست. آسمان خاکستری نیویورک، موسیقی متفاوت و رنگپردازی سنگین، همه بر ورود پیتر به فصلی جدیتر دلالت دارند. این لحن شخصی به فیلم عمق میدهد و آن را از بسیاری از ساختههای همخانوادهاش متمایز میکند.
کشمکش پیتر و پانیشر
حضور فرانک کسل با بازی جان برنتال یکی از بهترین تصمیمهای فیلم است. رابطهاش با پیتر میان دشمنی و دوستی در رفتوآمد است. پانیشر در مقیاس اخلاقی نقطه مقابل اسپایدرمن ایستاده. اول شلیک میکند و بعد پیامدش را تحمل میکند. اما هر دو زخمی مشترک دارند و همین تعاملهای میانشان را تأثیرگذار میکند. رفاقت واقعی برنتال و هالند هم در این شیمی بهخوبی حس میشود.
اکشنهای خلاق و فضاهای واقعی
صحنههای مبارزه با خلاقیت طراحی شدهاند. از نبرد با اسکورپیون که اسپایدرمن در آن از دُم خود او علیهاش استفاده میکند تا درگیری مشترک با پانیشر در برابر هالک، همه با دقت اجرا شدهاند. دوربین پرتحرک و فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی نیویورک به فیلم انرژی و حس لحظهای میدهد.
جین گری؛ شروری که آینه پیتر است
معرفی جین گری با بازی سیدی سینک در نقش ضدقهرمان اصلی، در نگاه اول شبیه گسترش بیدلیل جهان مارول است، اما فیلم برایش انگیزه و گذشتهای ملموس میسازد. او هم مثل پیتر تنهاست؛ والدینش رهایش کردهاند و خواهرش به دست سازمان کنترل خسارات افتاده است. این همپوشانی احساسی، تقابل دو شخصیت را باورپذیرتر میکند.
نیویورک؛ بازیگری که این بار دیده میشود
در فیلمهای هالند، این نخستینبار است که شهر نقش واقعی پیدا میکند و فقط پسزمینه قهرمانبازی نیست. مغازههای محله، کافههای کوچک، پشتبامهای پنهان و خیابانهای شلوغ، همه شهری زنده را میسازند که اسپایدرمن نگهبان آن است.
نقاط ضعف: جایی که فیلم زیر بار خودش خم میشود
فیلمنامهای مملو از شخصیت
در نقد فیلم مرد عنکبوتی : آغازی تازه باید گفت که با وجود دو ساعت و بیستوپنج دقیقه زمان، فیلم در انبوه شخصیتها و خطهای روایی گم میشود. هالک، پانیشر، جین گری، اسکورپیون، بلک ویدو و ارجاعهای متعدد به دنیای مارول، فضا را شلوغ کردهاند. فیلم میخواهد از عدالت، از دست دادن، هویت و مسئولیت حرف بزند، اما هر چه موضوعها بیشتر میشوند، خطر سطحی ماندنشان هم بیشتر میشود.
نقش پلزدن به آینده
بخشی از منتقدان گلایه دارند که فیلم بیش از حد وظیفهی زمینهچینی برای آینده مارول را بر دوش میکشد. استودیو با این اثر فصل تازهای را آغاز میکند که محوریت آن جهشیافتههاست، و فیلم در موقعیتی دوپاره گیر میافتد: هم باید پیوند جهان بزرگتر باشد و هم داستان مستقل یک اسپایدرمن نو.
پایانی که قانع نمیکند
نقشه شرور اصلی و گرهگشایی پایانی برای بعضی بینندگان باورپذیر نیست. افشای شتابزده نامه پیتر به امجی که لابهلای رشتههای دیگر روایت بیاثر میشود، نمونهای از همین ضعف است.
لحنهایی که با هم جور نمیشوند
درام روانی پیتر، اخلاق تلخ و خشن پانیشر و جنبههای فانتزی و ابرقهرمانی هالک و جین گری هر کدام فضایی متفاوت میسازند. این فضاها در یک قاب منسجم کنار هم نمینشینند و گاهی حس میکنید در حال تماشای چند فیلم جداگانه هستید.
شخصیتهای فرعی که فقط عبور میکنند
تومباستون، رمراد و اسکورپیون بدون جان کافی ظاهر میشوند. هر شخصیت در یک فیلمنامه خوب باید کارکرد نمایشی مشخصی داشته باشد، اما وقتی کسی فقط برای دادن هیجان لحظهای یا آمادهسازی قصههای بعدی وارد میشود، به انسجام اثر لطمه میزند.
جایگاه فیلم در میان اسپایدرمنهای لایواکشن
از سال ۲۰۰۲ تاکنون هشت فیلم زنده درباره این شخصیت با سه بازیگر مختلف (توبی مگوایر، اندرو گارفیلد و تام هالند) ساخته شده و بحث درباره بهترین آنها هیچوقت تمام نمیشود. این فیلم شاید در صدر نباشد، اما بهسختی میتوان آن را از فهرست آثار برجسته کنار گذاشت.
یکی از ویژگیهای متمایزکنندهاش، طبیعی بودن تعامل جوانهای بازیگر است. شیمی هالند و زندیا هنوز از دلچسبترین عناصر فیلم است و حضور جیکوب باتالون هم در لحظههای مناسب سنگینی احساسات را سبک میکند.
خلاصه نقاط مثبت و منفی
مثبتها:
• بالغترین بازی تام هالند در این نقش
• فضای صمیمیتر، احساسیتر و خیابانیتر نسبت به فیلمهای قبلی
• رابطه پرتنش و تأثیرگذار پیتر با پانیشر
• اکشن خلاقانه و فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی
• پیوند احساسی میان مسیر پیتر و جین گری
• نیویورک بهعنوان شخصیتی زنده
منفیها:
• فیلمنامه شلوغ با شخصیتها و خطهای داستانی زیاد
• سنگینی نقش زمینهچینی برای آینده مارول
• پایان و نقشه شرور اصلی کمقدرت
• تفاوت لحن در بخشهایی از فیلم
• پرداخت سطحی به شرورهای فرعی
جمعبندی نقد فیلم مرد عنکبوتی : آغازی تازه
با همه کاستیها، این فیلم یکی از جسورانهترین و شخصیترین کارهای مارول در چند سال گذشته است. پیتر پارکر را به مرحلهای پختهتر و تلختر میبرد و قصهای احساسی درباره عبور از نوجوانی به بزرگسالی برایش میسازد. نقطه قوت اصلی اثر آن است که در پس شرورها و زمینهچینیهای اجتنابناپذیر، هنوز درباره مردی است که میکوشد میان زندگی عادی و هویت ابرقهرمانیاش تعادل پیدا کند. پیتر سالها تصور میکرد دور کردن عزیزانش راه محافظت از آنهاست، اما اکنون میفهمد همین آدمها بودند که او را قهرمان کردند.
اگر طرفدار اسپایدرمن هستید و دنبال روایتی پختهتر و احساسیتر از او میگردید، تماشای این فیلم ارزشش را دارد. اما اگر انتظار شاهکاری همسطح «راهی به خانه نیست» یا «مرد عنکبوتی ۲» را دارید، شاید کمی دلسرد شوید. در نهایت، مرد عنکبوتی : آغازی تازه به ما یادآوری میکند چرا این شخصیت اینقدر دوستداشتنی است. چون زیر ماسک، پسری معمولی است که فقط میخواهد کار درست را انجام دهد، حتی اگر هزینهاش آرامش خودش باشد.


بدون دیدگاه