نقد فیلم فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگ | از بازی‌های درخشان و فیلمبرداری سیاه‌ و سفید تا انتقادهای جدی درباره شخصیت‌پردازی و فرم روایت

1
نقد فیلم فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگ scaled

مقدمه: فیلمی که شوخی‌بردار نیست

بعضی فیلم‌ها را برای سرگرمی می‌بینیم و بعضی را برای فهمیدن. «فهرست شیندلر» ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۹۳ به دسته‌ی دوم تعلق دارد. اسپیلبرگ، که تا آن زمان بیشتر با فیلم‌های پرفروش و ماجراجویانه شناخته می‌شد، با این اثر نشان داد که می‌تواند به مهم‌ترین و دردناک‌ترین موضوع قرن بیستم هم بپردازد. در این نقد فیلم فهرست شیندلر می‌کوشیم هم دلایل ماندگاری اثر را بررسی کنیم و هم انتقادهایی را که منتقدان جدی به آن وارد کرده‌اند.

داستان در یک نگاه

فیلم بر اساس رمان «کشتی شیندلر» نوشته‌ی توماس کنیلی ساخته شده و ماجرای واقعی اسکار شیندلر را روایت می‌کند. شیندلر صنعتگری آلمانی و عضو حزب نازی بود که در سال‌های اشغال لهستان به کراکوف آمد تا از اوضاع جنگ پولی به جیب بزند. او کارخانه‌ای راه انداخت و کارگرانش را از میان یهودیان گتو انتخاب کرد، چون نیروی ارزان‌تری بودند.
اما هرچه خشونت نازی‌ها شدیدتر شد، مرد سودجوی ماجرا تغییر کرد. او با کمک ایزاک اشترن، حسابدار باهوش کارخانه، ثروتش را خرج خریدن جان کارگران کرد و در پایان نام حدود هزار و دویست نفر را در فهرستی نوشت که آن‌ها را از مرگ در اردوگاه‌ها نجات داد.

نقاط قوت: چرا این فیلم هنوز زنده است؟

بازیگری در سطحی استثنایی

لیام نیسون، شیندلر را مردی جذاب، خوش‌مشرب و در عین حال مبهم نشان می‌دهد. کسی که تا لحظه‌ی آخر نمی‌دانیم کدام لایه‌اش واقعی‌تر است. بن کینگزلی در نقش اشترن با کم‌گویی و نگاه‌های سنجیده‌اش وجدان اخلاقی فیلم می‌شود. اما بازی رالف فاینز در نقش آمون گوت، فرمانده اردوگاه پلاشوف، چیز دیگری است: ترکیبی ترسناک از آرامش، هوس و بی‌رحمی که نامزدی اسکارش کاملاً بجا بود.

سیاه‌وسفیدی که حقیقت‌نماست

یانوش کامینسکی، مدیر فیلمبرداری، با نور و سایه‌هایی که یادآور عکس‌های خبری و سینمای اکسپرسیونیستی است، فضایی ساخته که باورپذیر و هولناک است. این انتخاب به فیلم وزنی تاریخی می‌دهد و جلوی تبدیل شدن فاجعه به یک تصویر زیبا و پرزرق‌وبرق را می‌گیرد. تنها استثنا دخترک کت‌قرمز است؛ لکه‌ی رنگی کوچکی که در میان خاکستری‌ها، بی‌اعتنایی جهان را به چشم ما می‌کوبد.

موسیقی‌ای که سکوت را پر می‌کند

موسیقی جان ویلیامز با نوازندگی ویولن ایتزاک پرلمن، حزن و وقاری دارد که هیچ حرفی جایش را نمی‌گیرد. ویلیامز می‌داند کجا باید ساکت بماند و کجا اجازه دهد ساز، بغض تماشاگر را بترکاند.

فرجام تکان‌دهنده

پایان‌بندی فیلم، که در آن نجات‌یافتگان واقعی همراه با بازیگران نقششان بر مزار شیندلر سنگ می‌گذارند، لحظه‌ای است که مرز داستان و واقعیت از بین می‌رود. این صحنه‌ی ساده شاید صادقانه‌ترین لحظه‌ی کل فیلم باشد.

ضعف‌ها؛ نقد فیلم فهرست شیندلر از نگاه منتقدان

با همه‌ی ستایش‌ها، این فیلم از نقد در امان نبوده است و برخی ایرادها را نمی‌توان نادیده گرفت.

تحول ناگهانی قهرمان

بزرگ‌ترین پرسش درباره‌ی فیلم این است که شیندلر دقیقاً چرا تغییر می‌کند. فیلم چند لحظه‌ی کلیدی نشان می‌دهد، مثل تماشای تخلیه‌ی گتو از بالای تپه، اما مسیر درونی این دگرگونی را کامل باز نمی‌کند. بخشی از باورپذیری شخصیت بر این تکیه دارد که «واقعاً چنین اتفاقی افتاده»، و این برای درام کافی نیست.

شخصیت شر بی‌ابعاد

گوت به‌خوبی بازی می‌شود، اما به‌عنوان شخصیت تقریباً هیچ بعدی جز بی‌رحمی ندارد. او را مرد ترسناکی می‌بینیم، نه انسانی که بتوانیم بفهمیم چطور به اینجا رسیده. منتقدانی معتقدند همین نکته، تقابل او با شیندلر را سطحی‌تر از ظرفیتش کرده است.

تمرکز بر نجات‌دهنده به جای قربانیان

از جمله انتقادهای مطرح‌شده، به‌ویژه از سوی کلود لانزمان، مستندساز «شوآ»، این است که فیلم داستان هولوکاست را از دریچه‌ی یک «ناجی غیریهودی» روایت می‌کند و صدای خود قربانیان را کمتر می‌شنویم. دغدغه‌ای جدی که هنوز درباره‌ی روایت‌های هالیوودی از این فاجعه مطرح است.

احساس‌گرایی و موعظه

برخی صحنه‌ها، مثل صحنه‌ی حمام اردوگاه که تماشاگر را مدتی در بلاتکلیفی نگه می‌دارد، یا لحظه‌ی اشک‌ریز شیندلر در پایان، به نظر عده‌ای بیش از حد مستقیم تماشاگر را به واکنش عاطفی هدایت می‌کنند. آن‌ها ترجیح می‌دادند فیلم مخاطب را کمتر راهنمایی کند.

مدت زمان فیلم

۱۹۵ دقیقه زمان طولانی است و بعضی بخش‌های میانی، به‌ویژه تکرار صحنه‌های خشونت، می‌توانست فشرده‌تر باشد، هرچند دفاع از این طول با این استدلال که کوتاه کردن، خود نوعی کوچک شمردن فاجعه است هم بی‌پایه نیست.

جمع‌بندی نقد فیلم فهرست شیندلر

«فهرست شیندلر» بی‌عیب نیست، اما کم‌اهمیت هم نیست. این فیلم از نظر فنی و بازیگری در اوج است، تأثیر عاطفی ماندگاری دارد و در گسترش آگاهی عمومی درباره‌ی هولوکاست نقشی انکارناپذیر داشته است. اسپیلبرگ پس از ساخت آن، بنیاد «شوآ» را برای ثبت هزاران شهادت از بازماندگان تأسیس کرد، و این اثری فراتر از سینماست. در مقابل، ضعف در پرداخت درونی شخصیت اصلی، شر یک‌بعدی و جایگاه ناکافی صدای قربانیان، ایراداتی است که هنوز بحث‌برانگیزند.
اگر هنوز آن را ندیده‌اید، ببینید؛ و اگر دیده‌اید، شاید وقت آن باشد که با نگاه دقیق‌تری دوباره ببینید. نقد فیلم فهرست شیندلر هر نتیجه‌ای که بگیرد، این اثر ارزش دیدن و گفت‌وگو دارد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *