گاس ون سانت (Gus Van Sant) کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده، عکاس و موسیقیدان نامآشنای آمریکایی، در ۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۵۲ (دوم مرداد ۱۳۳۱ خورشیدی) در لوئیزویل، کنتاکی به دنیا آمد. نام کامل او گاس گرین وان سانت جونیور (Gus Green Van Sant Jr.) است.
شهرت اصلی ون سانت به عنوان یک فیلمساز مستقل و جریانساز با ساخت فیلمهایی است که اغلب به حاشیهنشینان جامعه، نوجوانان سرگشته و زندگی افراد عادی میپردازند. او در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ با ساخت فیلمهای کوتاه و تبلیغاتی کارش را آغاز کرد. اولین فیلم بلندش به نام "مالهالند فالز" (Mala Noche) در سال ۱۹۸۵، که داستانی دربارهٔ عشق یک مرد به یک مهاجر مکزیکی بود، توجه منتقدان را جلب کرد و سبک مینیمال و صادقانهٔ او را به نمایش گذاشت.
اما پیشرفت بزرگ او با فیلم "مخدر" (Drugstore Cowboy) در سال ۱۹۸۹ اتفاق افتاد. این فیلم که زندگی معتادان هروئین را روایت میکرد، با استقبال گستردهٔ منتقدان مواجه شد و ون سانت را به عنوان یک کارگردان صاحب سبک تثبیت کرد. دنبالهٔ این موفقیت با "نیروی ابدی ساحل" (My Own Private Idaho) در سال ۱۹۹۱ تکمیل شد. این فیلم که بازی درخشان ریور فینیکس و کیانو ریوز را در نقش دو تن از جوانان فراری و همجنسگرا به تصویر میکشید، به یکی از نمادینترین فیلمهای مستقل آن دوره و یکی از شاهکارهای ون سانت تبدیل شد.
ون سانت در دههٔ ۱۹۹۰ به ساخت فیلمهای موفق دیگری مانند "حتی دختران گاوچران هم گاهی اوقات احساس غم میکنند" (Even Cowgirls Get the Blues) (۱۹۹۳) و "به خاطر پیدا کردنش" (To Die For) (۱۹۹۵) با بازی نیکول کیدمن ادامه داد. اما نقطهٔ عطف حرفهای و ارتباط او با جریان اصلی هالیوود، ساخت فیلم "ویل هانتینگ نابغه" (Good Will Hunting) در سال ۱۹۹۷ بود. این فیلم که دربارهٔ نبوغ یک نظافتچی دانشگاه امآیتی است، با استقبال پرشور منتقدان و تماشاگران مواجه شد و برندهٔ دو جایزهٔ اسکار (بهترین فیلمنامهٔ غیراقتباسی برای مت دیمون و بن افلک) و نامزدی اسکار بهترین کارگردانی برای ون سانت شد.
پس از این موفقیت تجاری، ون سانت بار دیگر به سینمای شخصی و تجربی خود بازگشت. او در سال ۱۹۹۸ نسخهای مدرن از "سایکو" (Psycho) اثر هیچکاک را ساخت که با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. سپس فیلم "فیل" (Elephant) را در سال ۲۰۰۳ کارگردانی کرد که دربارهٔ تیراندازی در یک مدرسه است. این فیلم که به سبکی مینیمال و واقعگرایانه ساخته شده بود، نخل طلای جشنواره کن و جایزه بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد. او با فیلمهای "جری" (Gerry) (۲۰۰۲) و "آخرین روزها" (Last Days) (۲۰۰۵) سهگانهای را دربارهٔ مرگ و انزوا کامل کرد که به "سهگانهٔ مرگ" معروف است.
ون سانت در ادامه نیز به ساخت فیلمهایی با موضوعات اجتماعی و شخصی ادامه داده است، از جمله "میلک" (Milk) (۲۰۰۸) که زندگی هاروی میلک، اولین سیاستمدار آشکارا همجنسگرای آمریکایی را روایت میکند و برای بازی شان پن برندهٔ اسکار شد، و همچنین "مروج" (Promised Land) (۲۰۱۲) و "درخت زندگی" (The Sea of Trees) (۲۰۱۵).
مشخصههای سبکی کارهای ون سانت اغلب شامل فیلمبرداری زیبا و نقاشانه (او خود نقاش است)، استفاده از نماهای طولانی، روایت غیرخطی، تمرکز بر شخصیتهای حاشیهای و پیچیده، فضاسازی قوی و موسیقی متن تاثیرگذار است. او همچنین در بسیاری از فیلمهایش از بازیگران غیرحرفهای استفاده میکند. علاوه بر فیلمسازی، ون سانت به عنوان یک عکاس و نقاش فعال است و چندین نمایشگاه انفرادی برگزار کرده است. او همچنین در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارد و آلبومهایی را منتشر کرده است.
گاس ون سانت به عنوان یکی از مهمترین و اصیلترین کارگردانان نسل خود شناخته میشود که توانسته است میان سینمای مستقل و جریان اصلی هالیوود پل بزند و همواره صدای منحصربهفرد خود را حفظ کند