مروری بر بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس | نابغه ای که با سه جایزه اسکار نقش اول مرد در نقش هایش زندگی کرد

3
بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس

دنیل دی-لوئیس، متولد ۱۹۵۷ در لندن، تنها بازیگر مرد تاریخ سینماست که سه بار برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شده است. او به خاطر وسواس بینظیرش در «بازیگری متد» شهرت دارد؛ به طوری که ماهها قبل از شروع فیلمبرداری، در نقش خود غرق میشود و حتی در طول پروژه، زندگی شخصی اش را کاملاً مطابق با کاراکتر پیش میبرد. این تعهد مطلق، همراه با توانایی خارق العاده اش در تغییر صدا، لهجه، فیزیک بدنی و عمق عاطفی، از او چهره ای دست نیافتنی ساخته است. او که از خانواده ای هنرمند می آید (پدرش شاعری بریتانیایی و مادرش بازیگر بود)، در سال ۲۰۱۷ به طور غیرمنتظره ای بازنشستگی اش را اعلام کرد و میراثی از نقشهای ماندگار و تحسین شده بر جای گذاشت. در ادامه، فهرستی از بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس بر اساس امتیازات سایتهای معتبر سینمایی و تحسین منتقدان معرفی میشوند.

معرفی 10 اثر از بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس

۱. خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood)

کارگردان: پل توماس اندرسن

امتیاز: IMDb: 8.2 | Rotten Tomatoes: 91% | Metacritic: 93/100

خلاصه داستان: داستان فیلم حماسه ای تاریک و جاه طلبانه درباره ظهور یک سرمایه دار بی رحم نفت به نام دنیل پلینویو در اوایل قرن بیستم آمریکاست. او که از اعماق فقر برخاسته، با خشونت و فریب، چاههای نفت را یکی پس از دیگری تصاحب میکند و در این مسیر با یک واعظ جوان و متعصب کلیسا وارد نبردی روانی و قدرت محور میشود. فیلم، تصویری خیره کننده از طمع، دیوانگی و فروپاشی روح انسان در برابر سرمایه است.

او در نقش دنیل پلینویو، یک «هیولا»ی تکامل نیافته و چندلایه را خلق میکند. دی-لوئیس با صدایی بم و تهدیدآمیز (که گفته میشود از صدای کارگردان جان هیوستون الهام گرفته) و چشمانی نافذ، خشونت سرد و عطش سیری ناپذیر قدرت را به نمایش میگذارد. جمله معروف «من نوشیدنی میلک شیک تو را مینوشم!» از درخشان ترین لحظات تاریخ سینماست. این نقش برایش دومین اسکار را به ارمغان آورد.

۲. به نام پدر (In the Name of the Father)

کارگردان: جیم شریدان

امتیاز: IMDb: 8.1 | Rotten Tomatoes: 94% | Metacritic: 84/100

خلاصه داستان: داستان فیلم روایتی تکان دهنده بر اساس واقعیتِ پرونده «گیلدفورد فور» است. در جریان بمب گذاری های ارتش آزادیبخش ایرلند در دهه ۷۰ میلادی، جری کانلن جوان به همراه دوستانش به ناحق دستگیر میشود. پلیس بریتانیا تحت فشار افکار عمومی، آنها را شکنجه کرده و به حبس های طولانی مدت محکوم میکند. پدر صلح طلب و مهربان جری نیز روانه زندان میشود تا اینکه پسر در پشت میله ها، مبارزه ای بی امان را برای اعاده حیثیت آغاز میکند.

دنیل دی لوئیس در نقش جری کانلن، مسیر پرفرازونشیبی از یک دزد خرده پای خیابانی و بیخیال تا یک جوان خشمگین و شکنجه شده و نهایتاً یک فعال حقوق بشری مصمم را طی میکند. او برای درک بهتر نقش، چندین شب را در سلول انفرادی سپری کرد و وزن کم کرد. اجرای توفانی و پر از خشم و زخم او، قلب هر بیننده ای را میشکند. از اینرو این فیلم نیز در زمره بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس قرار می گیرد.

۳. پای چپ من (My Left Foot)

کارگردان: جیم شریدان

امتیاز: IMDb: 7.8 | Rotten Tomatoes: 98% | Metacritic: 79/100

خلاصه داستان: فیلم بر اساس داستان واقعی و الهام بخش کریستی براون، نقاش و نویسنده ایرلندی که با فلج مغزی شدید به دنیا آمد، است. او تنها قادر به کنترل پای چپ خود بود. فیلم زندگی او را از کودکی پرفرازونشیب در محله ای فقیرنشین تا لحظه ای که با اراده ای باورنکردنی، هنر و عشق را در آغوش میکشد، به تصویر میکشد.

این نقش، اولین اسکار را برای دی-لوئیس به ارمغان آورد و به عنوان یکی از بزرگترین اجراهای تاریخ سینما شناخته میشود. او تمام مدت فیلمبرداری را روی ویلچر ماند و به اعضای گروه فیلمبرداری گفت که با قاشق به او غذا بدهند. نمایش او از ناامیدی و هوش سرشار کریستی در پشت جسمی ناتوان، چنان دقیق و قدرتمند است که فراموش می کنید یک بازیگر سالم را تماشا میکنید.

۴. لینکلن (Lincoln)

کارگردان: استیون اسپیلبرگ

امتیاز: IMDb: 7.3 | Rotten Tomatoes: 90% | Metacritic: 87/100

خلاصه داستان: این فیلم به جای روایت کل زندگی آبراهام لینکلن، هوشمندانه بر آخرین ماه های زندگی او تمرکز میکند. داستان تلاشهای سیاسی طاقت فرسا و پرتنش شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا برای تصویب متمم سیزدهم قانون اساسی، که برده داری را برای همیشه لغو میکرد، در میان کابوس جنگ داخلی را روایت میکند.

دی-لوئیس پس از سالها تحقیق، تصویری کاملاً انسانی و متفاوت از یک اسطوره ارائه داد. صدای او برخلاف تصویر رایج بم و رسا، زیر و آرام طراحی شد (بر اساس اسناد تاریخی). او در قامت لینکلن، سیاستمداری خسته اما زیرک، پدری مهربان و داستان سرایی چیره دست است که بار یک ملت بر شانه هایش سنگینی میکند. این اجرای باشکوه و مملو از ظرافت، سومین اسکار او را رقم زد.

۵. دار و دسته های نیویورکی (Gangs of New York)

کارگردان: مارتین اسکورسیزی

امتیاز: IMDb: 7.5 | Rotten Tomatoes: 73% | Metacritic: 72/100

خلاصه داستان: حماسه ای خونین و خشن که در محله «فایو پوینتس» نیویورک در زمان جنگ داخلی آمریکا میگذرد. داستان نبرد طولانی مدت میان گروه های مهاجر ایرلندی تازه وارد و باندهای آمریکایی تبار برای کنترل خیابانها. در مرکز این درگیری، انتقام گیری جوانی به نام آمستردام از پادشاه بیرحم محله، بیل قصاب، قرار دارد.

دنیل دی-لوئیس در نقش بیل قصاب، یکی از به یادماندنیترین شرورهای تاریخ سینما را خلق میکند. شخصیتی کاریزماتیک، وطن پرستی متعصب و در عین حال بیرحم که با چاقوهای قصابی اش حکومت میکند. دی-لوئیس برای این نقش نزد یک قصاب واقعی آموزش دید و در طول فیلمبرداری، حتی خارج از صحنه هم لهجه و رفتار خشن خود را حفظ کرد. نگاه شیشه ای و تهدیدآمیز او، صحنه را میدزدد و برایش نامزدی اسکار را به همراه داشت. این فیلم بعنوان یکی از بهترین فیلم های دنیل دی لوئیس همواره جایگاه ویژه ای دارد.

۶. آخرین موهیکان (The Last of the Mohicans)

کارگردان: مایکل مان

امتیاز: IMDb: 7.6 | Rotten Tomatoes: 93% | Metacritic: 76/100

خلاصه داستان: در سال ۱۷۵۷ و در میانه جنگ میان فرانسه و بریتانیا برای تصاحب آمریکای شمالی، هاوکای، یک سفیدپوست که در میان قبیله موهیکان بزرگ شده، به همراه پدرخوانده و برادرش درگیر نبردی برای نجات دختران یک سرهنگ بریتانیایی میشوند. این فیلم تلفیقی بی نظیر از یک داستان عاشقانه حماسی و اکشن بقا در دل طبیعت وحشی است.

دی-لوئیس برای این نقش ماهها در جنگل زندگی کرد و مهارتهای شکار، تله گذاری، پارو زدن و مبارزه با تاماهاوک را آموخت. او تجسم یک جنگجوی اصیل و رمانتیک است؛ مردی کم حرف با حرکاتی روان و چشمانی که عمق عشق، افتخار و غم را یکجا در خود دارد. تعهد فیزیکی و اجرای پرقدرت او، این فیلم را به یک اثر کلاسیک جاودان تبدیل کرده است.

۷. اتاقی با یک چشم انداز (A Room with a View)

کارگردان: جیمز آیووری

امتیاز: IMDb: 7.2 | Rotten Tomatoes: 100% | Metacritic: 83/100

خلاصه داستان: اقتباسی باشکوه از رمان ای. ام. فورستر که در اوایل قرن بیستم و در فلورانس ایتالیا میگذرد. لوسی هانی چرچ، دختر جوانی از طبقه مرفه انگلستان، در سفر به ایتالیا میان عشق پرشور به جوانی آزاداندیش و انتظارات اجتماعی برای ازدواج با یک نجیب زاده خشک و مقرراتی سرگردان میشود.

دی-لوئیس در یک چرخش کامل، نقش سسیل وایس، خواستگار خشک، متکبر و فوق العاده ملال آور لوسی را بازی میکند. او با ظرافتی کم نظیر، اداها، ژست ها و لحنی را خلق میکند که نشان از غرور و سردی عاطفی دارد. تماشای اجرای کمیک و دقیق او در این فیلم در کنار نقش های خشن دیگرش، گواهی بر گستره حیرت انگیز توانایی های این بازیگر است.

۸. بوته آزمایش (The Crucible)

کارگردان: نیکلاس هایتنر

امتیاز: IMDb: 6.8 | Rotten Tomatoes: 68% | Metacritic: 63/100

خلاصه داستان: اقتباسی از نمایشنامه مشهور آرتور میلر درباره محاکمات جادوگری در سِیلم، ماساچوست در سال ۱۶۹۲. موجی از هیستری و اتهامات واهی، روستای کوچک پیوریتن نشین را فرا میگیرد. جان پروکتور، کشاورزی محترم، باید برای نجات همسرش و مقابله با ریاکاری دادگاههای مذهبی، از گذشته گناه آلود خود پرده بردارد.

او در نقش جان پروکتور، تصویر مردی را میکشد که با گناه و عذاب وجدان دست و پنجه نرم میکند. اجرای او آتشفشانی از خشم فروخورده، شرم و در نهایت شرافت است. دی-لوئیس وزن عظیم اخلاقی این شخصیت را در تک گویی های آتشین خود، به ویژه در دادگاه، چنان به اوج میرساند که بیننده را میخکوب میکند.

۹. رشته خیال (Phantom Thread)

کارگردان: پل توماس اندرسن

امتیاز: IMDb: 7.4 | Rotten Tomatoes: 91% | Metacritic: 90/100

خلاصه داستان: در دنیای مد لباس بالای لندن در دهه ۱۹۵۰، رینولدز وودکاک، خیاط نابغه و وسواسی که لباس اعضای خاندان سلطنتی را میدوزد، زندگی کاملاً منظم و تحت کنترل خود را دارد. تا اینکه عشق به یک پیشخدمت جوان و بااراده به نام آلما، دنیای خشک و قانونمند او را دگرگون کرده و وارد رابطه ای پیچیده، سمی و آزاردهنده با او میشود.

این آخرین نقش آفرینی او پیش از بازنشستگی بود و دوباره نامزدی اسکار را به همراه داشت. دی-لوئیس در نقش رینولدز وودکاک، مردی است که نبوغ و خودخواهی اش با تاروپود وجودش عجین شده. او با دقت وسواس گونه ای که حتی در نحوه نخ کردن سوزنش پیداست، شخصیتی سرد، شکننده و عمیقاً تنها را به تصویر میکشد. او خودش طراحی لباس یاد گرفت و یک لباس بالماسکه واقعی برای همسرش در دنیای واقعی دوخت.

۱۰. بوکسور (The Boxer)

کارگردان: جیم شریدان

امتیاز: IMDb: 7.1 | Rotten Tomatoes: 80% | Metacritic: 74/100

خلاصه داستان: دنی فلین، بوکسور سابق و عضو ارتش آزادیبخش ایرلند، پس از ۱۴ سال اسارت آزاد میشود و به بلفاست بازمیگردد. او که از خشونتهای سیاسی خسته شده، قصد دارد با راه اندازی یک باشگاه بوکس غیرفرقه ای، جوانان کاتولیک و پروتستان را متحد کند. اما زخمهای کهنه گذشته، هم در عرصه سیاسی و هم در عشق قدیمی اش، رهایش نمیکنند.

تعهد دی-لوئیس به این نقش در حدی بود که به مدت سه سال، روزی دو بار زیر نظر بوکسور سابق قهرمان جهان تمرین کرد و در نهایت آنقدر آماده شد که میتوانست در مسابقات حرفه ای شرکت کند. او در نقش دنی، مردی شکسته و آرام را نشان میدهد که سعی دارد از دل نفرت، پلی برای صلح بسازد و اجرایش تلفیقی از قدرت فیزیکی و آسیبپذیری عمیق عاطفی است.

 

جوایز

دنیل دی-لوئیس نه‌تنها یکی از بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ، بلکه رکورددار بی‌چون‌ و چرای رشته بهترین بازیگر نقش اول مرد در جوایز اسکار است. او سه بار این جایزه را از آن خود کرده است. نخستین بار در سال ۱۹۹۰ برای اجرای تکان‌دهنده و انقلابی‌اش در فیلم «پای چپ من» (My Left Foot) که در آن نقش کریستی براون، نویسنده و نقاش مبتلا به فلج مغزی را بازی کرد. دومین اسکار او در سال ۲۰۰۸ و برای خلق شخصیت شرور و فراموش‌نشدنی دنیل پلینویو در شاهکار پل توماس اندرسن، «خون به پا خواهد شد» (There Will Be Blood) به دست آمد. سومین اسکار نیز در سال ۲۰۱۳ برای بازی مقتدرانه و در عین حال به‌شدت انسانی‌اش در نقش آبراهام لینکلن در فیلم «لینکلن» (Lincoln) ساخته استیون اسپیلبرگ به او اهدا شد.

این سه پیروزی از مجموع شش بار نامزدی در اسکار (برای فیلم‌های «به نام پدر»، «دار و دسته‌های نیویورکی» و «رشته خیال» نیز نامزد شده بود)، او را به تنها بازیگر مردی تبدیل کرده که سه بار برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول شده است؛ رکوردی که والتر برنان با سه اسکار نقش مکمل به آن نزدیک شده، اما در شاخه اصلی، دی-لوئیس یکه‌تاز است.

فراتر از اسکار، ویترین جوایز او مملو از افتخارات دیگر است. او چهار بار برنده جایزه بفتای بهترین بازیگر نقش اول مرد (برای «پای چپ من»، «به نام پدر»، «خون به پا خواهد شد» و «لینکلن») شده و دو گلدن گلوب (برای «خون به پا خواهد شد» و «لینکلن») دارد. از مهم‌ترین افتخارات او می‌توان به دو جایزه انجمن بازیگران فیلم (SAG) و خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم برلین برای «به نام پدر» اشاره کرد. او در سال ۲۰۱۴ به دلیل خدماتش به نمایش، لقب شوالیه (Sir) را از ملکه الیزابت دوم دریافت کرد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *