بررسی و نقد فیلم دراما (The Drama 2026) | چالش های یک قرار عاشقانه پر تنش با بازی رابرت پتینسون و زندیا

4
نقد فیلم دراما

دراما، عشقی که در یک شب فروپاشید

در این مطلب ما به بررسی و نقد فیلم دراما اثر کریستوفر بورگلی خواهیم پرداخت.

ژانر: کمدی سیاه، عاشقانه، درام روانشناختی
کارگردان: کریستوفر بورگلی
بازیگران: زندیا، رابرت پتینسون، آلانا هایم
سال انتشار: ۲۰۲۶
امتیاز راتن تومیتوز: ۷۷٪
امتیاز متاکریتیک: ۵۹ از ۱۰۰

در ادامه در این مطلب ما به بررسی و نقد فیلم دراما اثر کریستوفر بورگلی خواهیم پرداخت.

نقد فیلم دراما ؛ وقتی دروغ کوچک است، اما حقیقت نابودکننده

«دراما» آن فیلمی نیست که با خودتان به سینما ببرید تا چند ساعت از دنیا جدا شوید. این فیلم شما را درست در همان لحظه‌ای که به خوشبختی شخصیت‌ها ایمان می‌آورید، با یک ضربه روانی به واقعیت برمی‌گرداند.

داستان از یک شروع ساده و شیرین آغاز می‌شود: چارلی (رابرت پتینسون) و اما (زندیا) در یک کافه آشنا می‌شوند. او کتاب می‌خواند، او جذب سکوتش می‌شود. یک دروغ کوچک (اینکه کتاب را خوانده) رابطه‌شان را کلید می‌زند. ماه‌ها بعد، آن دو در خانه‌ای ویکتوریایی در آستانه ازدواج هستند. همه چیز شبیه یک عاشقانه بی‌نقص است؛ تا شبی که با دوستانشان بازی می‌کنند و هرکس باید بدترین کار زندگی‌اش را فاش کند و آن‌جا، کسی از تیراندازی در مدرسه حرف می‌زند. از همان لحظه، فیلم دیگر درباره عشق نیست. درباره مرز باریک میان ترحم، انزجار و تعهد است.

چرا این فیلم بحث‌برانگیز شده؟

نکته اول: کارگردان، کریستوفر بورگلی نروژی است. او با فیلم Sick of Myself نشان داد که می‌تواند از زشت‌ترین رفتارهای انسانی کمدی بسازد. اما در «دراما» طنز را کنار می‌گذارد و به جایش تنش روانی خالص می‌نشاند.

نکته دوم: فیلم از یک ترومای واقعی و حساس (تیراندازی در مدارس آمریکا) به عنوان محرک اصلی استفاده می‌کند. این انتخاب باعث شد خیلی از منتقدان بگویند بورگلی دارد از رنج واقعی مردم سوءاستفاده سینمایی می‌کند. بعضی دیگر اما معتقدند او نمی‌خواهد درباره خودِ حادثه حرف بزند؛ می‌خواهد نشان دهد واکنش ما به یک راز وحشتناک، چطور می‌تواند عشق را نابود کند.

بازی بازیگران؛ بهترین بخش فیلم

اگر فقط یک دلیل برای دیدن «دراما» وجود داشته باشد، آن زندیا و رابرت پتینسون هستند. پتینسون آن مرد اغواگر و در عین حال درمانده را چنان باورپذیر بازی می‌کند که گاهی از دستش عصبانی می‌شوید و گاهی دلتان می‌سوزد. زندیا اما نقش پیچیده‌تری دارد. زنی که گذشته‌اش مانند بمبی ساعتی در رابطه‌اش خوابیده است. او در سکوت‌هایش بیشتر از دیالوگ‌هایش حرف می‌زند.

منتقدان راتن تومیتوز نوشته‌اند:

«بازی‌های درخشان رابرت پتینسون و زندیا باعث شده که فیلم روی مرزهای لحن، با مهارتی تماشایی حرکت کند.»

نقاط قوت فیلم

  •  اجرای فوق‌العاده زندیا و پتینسون: شیمی آنها باورپذیر و دردناک است.
  • لحن نامتعارف و غیرقابل پیش‌بینی: هیچ‌وقت نمی‌دانید صحنه بعدی خنده‌دار است یا هولناک.
  • موسیقی متن متفاوت: دنیل پمبرتون (آهنگساز مرد عنکبوتی) با فلوت‌های ناموزون، حس بی‌قراری می‌سازد.
  • فیلمبرداری زیبا: خانه ویکتوریایی، کافه و خیابان‌های بوستون چشم‌نواز هستند.
  • تدوین هوشمندانه: برش‌ها درست در لحظات اوج شوک انجام می‌شود.

نقاط ضعف فیلم

  • استفاده جنجالی از ترومای تیراندازی مدرسه: بدون اینکه موضع روشنی بگیرد.
  • شخصیت‌پردازی سطحی: ما از اما و چارلی به اندازه‌ای نمی‌دانیم که سرنوشتشان برایمان مهم باشد.
  • پایان باز و ناتمام: فیلم به سوال «آیا عشق پیروز می‌شود؟» پاسخ نمی‌دهد.
  • تعلیق بیش از حد: گاهی حس می‌کنید کارگردان فقط برای آزار مخاطب کشش می‌آورد.

فیلم برای چه کسانی است؟

اگر جز آن کسانی هستید که

  • فیلم‌های A24 و سینمای هنری دوست دارید
  • از بازی پتینسون در The Lighthouse یا Good Time لذت بردید
  • پایان‌بندی‌های باز و بحث‌برانگیز را می‌پسندید
  • به دنبال یک عاشقانه شیرین و سطحی نیستید

این فیلم برای شما جذاب خواهد بود و از آن لذت خواهید برد.

اما  اگر

  • از موضوع خشونت در مدرسه آزرده می‌شوید (حتی در بستر داستان)
  • از فیلم‌هایی با ریتم کند و فضای سنگین خوشتان نمی‌آید و
  • انتظار یک پایان شفاف و رضایت‌بخش دارید

بهتر است که از دیدن آین فیلم صرفنظر کنید.

جمع‌بندی نهایی

در این مطلب ما به نقد فیلم دراما و بررسی نقاط ضعف و قوت آن پرداختیم. «دراما» فیلمی است که بیش از آنکه به رستگاری فکر کند، در ویرانی عاطفی مکث می‌کند. کریستوفر بورگلی با مهارتی آزاردهنده، تماشاگر را در مرز همدلی و انزجار معلق نگه می‌دارد، اما از تعمیق شخصیت‌ها بازمی‌ماند. نتیجه، تجربه‌ای تکان‌دهنده اما ناتمام است.

اگر از فیلم‌هایی که شمایل عاشقانه‌های کلیشه‌ای را می‌شکنند استقبال می‌کنید، «دراما» شما را ساعتی در هاله‌ای از تردید فرو خواهد برد. اما اگر به دنبال پاسخی قاطع برای معمای «آیا عشق کافی است؟» هستید، این فیلم شما را تنها می‌گذارد.

در یک جمله باید گفت که:
«سینمای هنری دوست دارد همواره عشق را در آستانه سقوط نشان دهد؛ اما دراما روی خودِ سقوط مکث می‌کند، بدون اینکه فرود را نشان دهد.»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *